:) !
دلم برا حرف زدن باش یه ذره شـده بود !
میگف آخرین اِس تو گوشیم برا توعـه =)
ینی 8ماه گذشتـه از اون روزا ولی هنوزم نگهـشون داشته بود :)
+"میم . ب" رو دیدم تو خیابون !
حس میکنـم یه خورده متفاوت تر شده بود...اینی که من دیدم همون میم . ب "مغرور " سابق نبود...
و اینکـه اون جملش دیگه.... " میشـه برگـردـی ...؟؟"
و اینکه خیلی دپرس به نظر میرسید ...اینو از حالت موهاش میشد فهمید...
و اینکـه هر چقدر عکس پروفایل عوض میکنه ...دست به اون اولیه نمیزنه ...
واینکه منم همش چک میکنم پروفایلشو..
اصنشم برام مهم نیس :| صرفا جهت سرگرمی :|
++ از این به بعد این مدلی مینویسم تو وب !
یه خورده راحت تر! یه خورده خودمانی تر! همه آشنان :) غریبه نداریم که!
خـانومـ کوچولو :)| |
برچسب:
نویسنده: مهراد کریمیپور